تبليغاتX
NEW LIFE
 
منوی دسته ای

 
بهترینها


 
امکانات






Powered by WebGozar

دریافت همین آهنگ

كد تغيير شكل موس


NEW LIFE

 
.:: آخرین مطالب ::.
عنوان تاریخ
تقدیم به خواهر کوچولوی نازم . . .   یکشنبه چهارم دی 1390
يك عكس جنجالي ديگر از بازيگران ايراني   شنبه بیست و ششم فروردین 1391
◄عکس های جنجالی بازیگران و بازیکنان ایرانی   شنبه بیست و ششم فروردین 1391
ΩΩΩΩΩ جوک زنان ΩΩΩΩΩ   شنبه بیست و ششم فروردین 1391
فقط یه ایرانی میتونه !!!   شنبه بیست و ششم فروردین 1391
اس ام اس رایگان برای ناناس های گل منگولی خودم !   شنبه بیست و ششم فروردین 1391
نیم‌کتِ پارک،   چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391
خوابــگاه   یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390
کودک   یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390
اقتدار ملی!   چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390
نسانهای اولیه   چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390
شما يادتون مياد؟   دوشنبه دهم بهمن 1390

 
دسته بندی: | تاريخ: یکشنبه چهارم دی 1390 | ساعت: 23:11 | نویسنده: fard!n
 


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: شنبه بیست و ششم فروردین 1391 | ساعت: 21:13 | نویسنده: fard!n
 

همين طور كه در اين عكس ميبنيد اقاي كميلي از پشت خانوم اخوند تبار رو بقل كرده و بقلش خانوم هانيه توسلي هست واوني كه اونبالاست رضا داوود نژاد بقيشون هم بازيگرن منتها من نميشناسم
اقاي حامد كميلي بازيگر سرشناس كشورمون به خاطر پخش اين عكس از عكاس كه از دوستانشون بوده شكايت كرده و اين ماجرا به دادگاه كشيد شد ولي بعد از متهم شدن عكاس به زندان دادگاه از اقاي كميلي جواب ميخواهد كه چه نسبتي به خانم اخوند تبار دارد؟
اقاي كميلي به تور خيلي غير منتظره در پاسخ گفت ان ها قصد ازدواج دارند و به هم محرم هستند
ودادگاه پس از ديدن سند محرميت اين دونفر ختم جلسه كرد ولي هنوز پاي كساني كه در ان عكس بودند گير است
ولي مسئله اينجاست كه وقتي شخصيت سرشانسي ماننده اقاي كميلي ازدواج ميكنند كسي چيزي نميفهمد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: شنبه بیست و ششم فروردین 1391 | ساعت: 21:6 | نویسنده: fard!n
 

فقیه سلطانی

نگار جواهریان



 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: شنبه بیست و ششم فروردین 1391 | ساعت: 21:4 | نویسنده: fard!n
 

مردها مثل الکل هستند دیر بجنبی همه شان می پرند.... ستاد یادآوری فرصت ها به بانوان


در زندگي هر دختري يك سوال هست كه تا آخر عمر او را همراهي مي*كند . . . . . . . . . . . . . حالا چي بپوشم؟


زنها دو وقت گریه می کنن : ۱ - وقتی فریب می خورن ! ۲ - وقتی می خوان فریب بدن!!


آدم تا وقتى زن نداره ، فقط زن نداره ، وقتى زن داره ، فقط زن داره !


شیطان هرکاری کرد آدم سیب نخورد! رو کرد به حوا گفت : بخور واسه پوستت خوبه !


چو هرگز نیابی نشانی ز شوی / ز گهواره تا گور دانش بجوی. ستاد تشویق دختران به درس خواندن


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: شنبه بیست و ششم فروردین 1391 | ساعت: 21:1 | نویسنده: fard!n
 

فقط یه ایرانی میتونه !!!

فقط یه ایرانی میتونه 2 سال بره سربازی 30 سال تعریف کنه!

******

فقط یه ایرانی میتونه وقتی میره مهمونی فوری از صاحبخانه بپرسه اینجا متری چند ؟؟؟

******

فقط یه ایرانی میتونه کمتر ازيک سال بعد از مهاجرتش به يه کشور ديگه، زبان ياد بگيره، وارد دانشگاه بشه، تازه شاگرد اول کلاس هم بشه!

******

فقط یه ایرانی میتونه ماشین خودشو با ریموت قفل کنه, ولی بعدش 4 تا دستگیره رو امتحان کنه که ببیــنـه قفل شده یا نه!

******

فقط یه ایرانی میتونه بعد از شنیدن صدای پیغامگیرِ تلفن بگه اِاا رفت رو پیغامگیرشون و سریعاً تلفن رو قطع کنه !!!


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: شنبه بیست و ششم فروردین 1391 | ساعت: 20:56 | نویسنده: fard!n
 


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 | ساعت: 13:51 | نویسنده: fard!n
 

http://www.radsms.com/image/image_post/dastan/gharare-asheghane.jpg


نشسته بودم رو نیم‌کتِ پارک، کلاغ‌ها را می‌شمردم تا بیاید. سنگ می‌انداختم بهشان. می‌پریدند، دورتر می‌نشستند. کمی بعد دوباره برمی‌گشتند، جلوم رژه می‌رفتند. ساعت ازوقتِ قرار گذشت. نیامد. نگران، کلافه، عصبی‌ شدم. شاخه‌گلی که دستم بود سَرْ خَم کرده داشت می‌پژمرد.
طاقتم طاق شد. از جام بلند شدم ناراحتیم را خالی کردم سرِ کلاغ‌ها.
گل را  انداختم زمین، بعد، یقه‌ی پالتوم را دادم بالا، دست‌هام را کردم تو جیب‌هاش، راهم را کشیدم رفتم. نرسیده به درِ پارک، صِداش از پشتِ سر آمد.
صدای تندِ قدم‌هاش و صِدای نَفَس نَفَس‌هاش هم.


برنگشتم به‌ رووش. حتی برای دعوا، مُرافعه، قهر. از در خارج شدم. خیابان را به دو گذشتم. هنوز داشت پُشتم می‌آمد. صدا پاشنه‌ی چکمه‌هاش را می‌شنیدم. می‌دوید صِدام می‌کرد.
آن‌طرفِ خیابان، ایستادم جلو ماشین. هنوز پُشتَ‌م  بهش بود. کلید انداختم در را باز کنم،  بروم. برای همیشه.  در رو باز  نکرده، صدای بووق – ترمزی شدید و فریاد – ناله‌ای کوتاه ریخت تو گوش‌هام – تو جانم.
تندی برگشتم. دیدمش. پخشِ خیابان شده بود. به‌روو افتاده بود جلو ماشینی که بِهش زده بود و راننده‌ش هم داشت توهو سرِ خودش می‌زد. سرش خورده بود روو آسفالت،  خون، راه کشیده بود می‌رفت سمتِ جوویِ کنارِ خیابان.
 بالا سرش ایستادم.
مبهوت.
گیج.
مَنگ.
هاج و واج نِگاش کردم.
توو دستِ چپش بسته‌ی کوچکی بود. کادو پیچ. محکم چسبیده بودش. نِگام رفت ماند رو آستینِ مانتوش  ساعتَ‌ش پیدا بود. چهار و پنج دقیقه. نگام برگشت ساعتِ خودم را .
چهار و چهل و پنج دقیقه!
گیجْ – درب و داغانْ نِگا ساعتِ راننده‌ی بخت برگشته کردم.  چهار و پنج دقیقه بود!!


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 | ساعت: 21:1 | نویسنده: fard!n
 

حتما بخونید!!!!!!!!!!!

 

سکـانس اول: (دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)

شبنم:ِ وا!… خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!

لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)

شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟

لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان رو زدن تــو بُــرد. منــی که از ۶ مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد ۲۰ سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده ۱۹!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)

شبنم: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم… گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد)

بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟

لالـه: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم ۸ دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟فقط ۸ دور… (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!

شبنم: عزیزم… دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط ۷ – ۸ دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگت پاک شـد! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.

لالـه: نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت ۵/۷ بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!

(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)

شبنم: چی شـده فرشــتـه؟!

فرشــته: (با دلهــره) کمـک کنیـد… نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!

شبنم: لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.
فرشــته: خب، منــم ۱۹ بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر.

(و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)


خوابــگاه پســران ( همان شـب)

سکــانـس دوم: (در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، هم واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)

میثـــاق: مهـدی… شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.

مهـدی: نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.
میثــاق: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.

مهـدی: آره… منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟

میثــاق: مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!
آرمـــان: تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه ۱۰ دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. بچه های کلاس مـا که مثـل بچه های شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری…

مـهدی: (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون… اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!

در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد)
میـثــاق: چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!

رضــا: پرسپولیس همین الان دومیشم خورد!!!

مهـدی:اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه….. .!!!
و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند.


برچسب‌ها: خوابــگاه


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 | ساعت: 19:45 | نویسنده: fard!n
 

کودکی پا برهنه روی برف ایستاده بود و به ویترین مغازه لباس فروشی  با حسرت نگاه میکرد.

زنی او را دید وبرایش کفش ولباس خرید...

کودک گفت:شما خدا هستید.

زن لبخندی زد و گفت:نه پسر جان من بنده خدا هستم.

کودک گفت:میدانستم با خدا نسبتی دارید.....


برچسب‌ها: کودک


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 | ساعت: 20:5 | نویسنده: fard!n
 

سد سیوند در استان فارس در حال آبگیری است. با این کار برای همیشه آرامگاه کوروش کبیر

 به زیر آب میرود و

بخش بزرگی از پاسارگاد نابود میشود.

 
«سد سیوند در استان فارس در آستانه آبگیری است که با این کار برای همیشه آرامگاه کورش کبیر نابود میشود.»
این خبر را یک منبع مطلع در سازمان میراث فرهنگی اعلام کرده است.

( البته هم اکنون این سد آبگیری شده و آرامگاه به زیر آب رفته)

  بدبختانه آثار باستانی و پیشینه ء ما که قدمتی 2500 ساله دارند انگار حفظ این آثار برای هیچ کسی مهم نبوده است!!!
 
 
ای کاش حداقل به خارجیانِ بی‌تمدن(!!!)، که از داشتن چنین گنجینه‌هایی محروم‌اند، این اجازه را می‌دادیم تا در حفظ داشته‌های ما کوشا باشند و این آثار را به ایشان افتخاری هدیه می‌کردیم. چون انگار ما هیچ احتیاجی به آنها نداریم....!! حداقل آبرومان حفظ میشد.
 

لطفاً این خبر را پخش کنید.

--------------------------------------------

آخه یکی نیست بگه سد بخوره تو اون کله بی مصرفتون

اینم شد کار؟؟؟

آخه برای چی باید یه همچین بلایی سر مقبره کوروش که شناسنامه ملت ایرانه بیارین؟

اصلا من نمیدونم چرا اینا با کوروش سر لجن!

 شاید به خاطر اینکه پادشاه بوده ولی مگه همین حضرت سلیمان پادشاه نبوده؟ والا!

-----------------------------

خدا لعنت تون کنه که دارین این اثر باستانی و عزیز رو نابود میکنین

 اهورامزدا همچین میزنه پس کله تون که نفهمین از کجا خوردین


برچسب‌ها: اقتدار ملی


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 | ساعت: 19:52 | نویسنده: fard!n
 

اید تعجب كنید .. ولی كاملا حقیقتهIc-new (21) انسانهای اولیه 20 الی 50 برابر انسانهای امروزی جثه داشتند

[تصویر:  n46pavum7qy7k17kkula.jpg]

[تصویر:  o1o8t5z3ludky77h3jbp.jpg]


برچسب‌ها: نسانهای اولیه


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: دوشنبه دهم بهمن 1390 | ساعت: 19:14 | نویسنده: fard!n
 

شما يادتون مياد؟

تو دبستان زنگ تفريح که تموم مي شد ماموراي آبخوري ديگه نمي ذاشتن… آب بخوريم

شما يادتون مياد؟

 تو نيمکت ها بايد سه نفري مي نشستيم بعد موقع امتحان نفر وسطي بايد ميرفت زير ميز.

شما يادتون مياد؟

 وقتي نوک مداد قرمزاي سوسمار نشانُ که زبون ميزدي خوش رنگ تر ميشد.

شما يادتون مياد؟

 خانواده آقاي هاشمي رو که ميخواستن از نيشابور برن کازرون، تو کتاب تعليمات اجتماعي !

شما يادتون مياد؟

 موقع امتحان بايد بين خودمون و نفر بغلي کيف ميذاشتيم رو ميز که تقلب نکنيم.

شما يادتون مياد؟

 پيک نوروزي که شب عيد ميدادن دستمون ، حالمونو تا روز آخر عيد ميگرفتن !

شما يادتون مياد؟

 زنگ آخر که مي شد کيف و کوله رو مينداختيم رو دوشمون و منتظر بوديم زنگ بخوره تا

اولين نفري باشيم که از کلاس ميدوه بيرون .

شما يادتون مياد؟

 يک مدت از اين مداد تراش رو ميزي ها مد شده بود هرکي از اونا داشت خيلي با کلاس بود.

شما يادتون مياد؟

 پاک کن هاي جوهري که يه طرفش قرمز بود يه طرفش آبي بعد با طرف آبيش مي خواستيم که

خودکارو پاک کنيم، هميشه آخرش يا کاغذ رو پاره مي کرد يا سياه و کثيف مي شد !

شما يادتون مياد؟

سر صف پاهامونو ??? درجه باز مي کرديم تا واسه رفيق فابريکمون جا بگيريم !

شما يادتون مياد؟

آن مان نماران، تو تو اسکاچي، آني ماني کَ. لا. چي !

شما يادتون مياد؟

 گوشه پايين ورقه هاي دفتر مشقمون، نقاشي مي کشيديم. بعد تند برگ ميزديم ميشد انيميشن

شما يادتون مياد؟

آرزومون اين بود که وقتي از دوستمون مي پرسيم درستون کجاست اونا يه درس از ما عقب تر

باشن !

شما يادتون مياد؟

 دبستان که بوديم معلم بهداشت يه ساعتايي مي اومد با مدادامون لاي موهامونو نگاه مي کرد.


برچسب‌ها: شما يادتون مياد


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: یکشنبه هجدهم دی 1390 | ساعت: 20:28 | نویسنده: fard!n
 

قصابهای شهر من از بس با ایمانند
گوسفندان را با اعتقاد
و ذکر بسم الله الرحمن الرحیم
سر می برند
گوسفندان
... نسل اندر نسل
قرنهاست
تیزی ایمان آنها را بر گلوی خود احساس کرده اند
قصابهای شهر من به گوسفندان..
گوسفندان ایستاده در مسلخ
آب می دهند
مبادا
تشنگی آنها را از تاب و توان بیاندازد
قصابهای شهر من گرگهایی با ایمانند


 


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: یکشنبه هجدهم دی 1390 | ساعت: 20:26 | نویسنده: fard!n
 

گوسفندها میدانند كه چوپان
دوستشان دارد......

********************

اما نمیدانند كه چوپان
دوست صمیمی قصاب است.....


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: یکشنبه ششم آذر 1390 | ساعت: 17:8 | نویسنده: fard!n
 

سکوتم از رضایت نیست....


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: یکشنبه ششم آذر 1390 | ساعت: 16:22 | نویسنده: fard!n
 



به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان»! لبخند زد. پرسیدم: «چرا می خندی؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد» پرسیدم: «مگر چه كرده ام؟» گفت: «مرا لعنت می كنی در حالی كه هیچ بدی در حق تو نكرده ام» با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!» جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است كه آن را رام نكرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.» پرسیدم: «پس تو چه كاره ای؟» پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: سه شنبه یکم آذر 1390 | ساعت: 12:12 | نویسنده: fard!n
 

من از برهنگان تن فروش بیزار نیستم ، ولی .... از پوشیدگان شرف فروش بیزارم ... !!!


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: سه شنبه یکم آذر 1390 | ساعت: 10:50 | نویسنده: fard!n
 


روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا دانشجویانش را به مبارزه بطلبد. او پرسید: `آیا خداوند هر چیزی را که وجود دارد، آفریده است؟`
دانشجویی شجاعانه پاسخ داد: "بله."
استاد پرسید: "هر چیزی را؟"
پاسخ دانشجو این بود: "بله هر چیزی را."
استاد گفت: "در این حالت، خداوند شر را آفریده است. درست است؟ زیرا شر وجود دارد."
برای این سوال، دانشجو پاسخی نداشت و ساکت ماند. استاد از این فرصت حظ برده بود که توانسته بود یکبار دیگر ثابت کند که ایمان و اعتقاد فقط یک افسانه است.
ناگهان، یک دانشجوی دیگر دستش را بلند کرد و گفت: "استاد، ممکن است که از شما یک سوال بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته."
دانشجو پرسید: "آیا سرما وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "البته، آیا شما هرگز احساس سرما نکرده اید؟"
دانشجو پاسخ داد:
"البته آقا، اما سرما وجود ندارد. طبق مطالعات علم فیزیک، سرما عدم تمام و کمال گرماست و شئی را تنها در صورتی میتوان مطالعه کرد که انرژی داشته باشد و انرژی را انتقال دهد و این گرمای یک شئی است که انرژی آن را انتقال می دهد. بدون گرما، اشیاء بی حرکت هستند، قابلیت واکنش ندارند. پس سرما وجود ندارد. ما لفظ سرما را ساخته ایم تا فقدان گرما را توضیح دهیم."
دانشجو ادامه داد: "و تاریکی؟"
استاد پاسخ داد: "تاریکی وجود دارد."
دانشجو گفت:
"شما باز هم در اشتباه هستید، آقا. تاریکی فقدان کامل نور است. شما می توانید نور و روشنایی را مطالعه کنید، اما تاریکی را نمی توانید مطالعه کنید. منشور نیکولز تنوع رنگهای مختلف را نشان می دهد که در آن طبق طول امواج نور، نور می تواند تجزیه شود. تاریکی لفظی است که ما ایجاد کرده ایم تا فقدان کامل نور را توضیح دهیم."
و سرانجام دانشجو پرسید:
- "و شر، آقا، آیا شر وجود دارد؟
خداوند شر را نیافریده است. شر فقدان خدا در قلب افراد است، شر فقدان عشق، انسانیت و ایمان است. عشق و ایمان مانند گرما و نور هستند. آنها وجود دارند. فقدان آنها منجر به شر می شود."
و حالا نوبت استاد بود که ساکت بماند.
ميگويند نام این دانشجو آلبرت انیشتین بود


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 | ساعت: 20:45 | نویسنده: fard!n
 

از سایت 4shared می خواستم یه فایل دانلود کنم .560 ثانیه صبر کردم بعد پیغام داده ،می خوای دانلود کنی ؟
می گم پ ن پ خیلی حال داد یه بار دیگه بشمار من باز برم قایم شم .نیایا …

رفتم درمونگا آمپول بزنم یارو پرستاره میگه آروم بزنم؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَـــ هرچی قدرت داری بده به بازو هات بزن بتركون بزار پولی كه در میاری حلال باشه..

به مغازه داره میگم:آقا گلاب دارین؟میگه واسه خودتون میخوای؟
میگم: پـَـــ نــه پـَـــ خواستم قبلش بریزم صورتت بگم گلاب به روتون دستشویی دارم !!

بابابزرگم مرده .. قرار شد من خبر بدم به مادرم که باباش مرده ،
اومدم میگم: مامان مامان بابابزرگ بود ؟ مرد ..
مامانم میگه ؟ پدر من ؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ پدر پسر شجاع ،
میگه ینی بی پدر شدم ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ میریم سالمندان یکی دیگشو برات میخریم ناراحت نباش .
میگه یعنی بابام دیگه نمیاد ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گه گداری میاد یه سری میزنه سوغاتم برامون از بهشت برین حوری ، میاره …
میگه حالا بهشت زهرا خاکش میکنن ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ کربلا خاکش میکنن…

دو نفر تو خیابون دعواشون میشه ، پلیس از اونجا رد میشه میگه مشکلی پیش اومده ؟
پــَـ نه پـــَــ میخواستیم شما رو امتحان کنیم ببینیم به دعوا هم رسیدگی می کنید…

موسی فریاد زد عصایم را بیاورید.
فرعون وحشت‌زده پرسید می‌خواهی عصا را به اژدها تبدیل کنی؟
موسی گفت : پ.ن.پ. می‌خوام برم خونه. ببخشید دیگه، خیلی زحمت دادیم!!


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 | ساعت: 21:48 | نویسنده: fard!n
 

 روزی مجنون از سجاده شخصی عبور می کرد.

مرد نماز راشکست وگفت : مردک ! درحال رازو نیاز باخدا بودم تو جگونه این رشته را بریدی؟

مجنون لبخندی زد و گفت : عاشق بنده ای هستم و تو را ندیدم و تو عاشق خدایی و مرا دیدی ....................


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: چهارشنبه هجدهم آبان 1390 | ساعت: 15:24 | نویسنده: fard!n
 

کرم ریزی!:

سهلامن علیکم و رحمة الله

آپـــــمان آمد گفتیم بیاییم کرمی بریزیمو مرخص شویم

از آنجایی که اینجانب مطلعم با حضور دوباره ی بنده  

ذوق مرگ شده اید به مقدار زیــــــــاد،،،،حالتان را نمیپرسیم

دلمان برایتان تنگولیده بوووود..بسی

به اطلاع گوگول های خودم برسانم که در امتحان زبان بالاترین نمره ی

کلاس را آورده و خر ذوق شدیم

و البته از ترم جدید تف بارمان نیست وتا اینجا هیچ نفهمیدیم

خبر دوم اینکه خواهران گرامیه دانشگاه  اعتراضیدند به وضع کلاس

و تقاضا قاطی شدن با اینجانب و دوستان را داشتند

که همه ی نقشه هایشان به دست شخص بنده نقش بر آب شد و حسابی در حالشان ر...یم

ضد حالی میزنیم..حالی میبریم



نمیدانم اگرضد حال نبود چه گوری را باید میکندیم!!

و آخر اینکه:وااااای بروبچ دیدین تابستون چه زود تمومیــــــــد؟؟

تازه داشتیم حال میکردیم باهاشااااا

اوهون اوهوم

عذر فراوان

لهجه ی مان اندکی تغییر یافت

خب دیگر این هم سرنوشت مـــــــاست....



و دوباره رفتن به کلاس ها و ......

بگذریم

احساسمان میگوید زیادی فک زدیم

مااااااااااااچ مااااااااااااااچ

دوکستون دالم یه دناااااااااااا دوس جونیای ناانااس خودم

اگر نظر ندهید میخولیمتان.....

بابای........


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: چهارشنبه هجدهم آبان 1390 | ساعت: 15:22 | نویسنده: fard!n
 

اهـــمـــ اهــــمـــ...

 

امتحــانــ موکـــونیــــمــــقالب های منو شوهلیـــ

1..1

3…2

صــدامو داریـــنـــ؟؟قالب 
های منو شوهلیـــ

اوهومممممـــ

بهلــــهــــ

شلاااااااامـــ میعرضمـــ خدمتـــ همهـــ مهمونایـــِِِ جیِجـــر خودمــقالب 
های منو شوهلیـــ



ناانااسی.....ـ اومتــــهـــــقالب های منو شوهلیـــ

اوخیـــــــــــــــــــــــــــ

دلمــ واستونـــ تنگولیدهــــ بووووووووووووووووووووووود...قالب 
های منو شوهلیـــ

چیـــ؟؟

چرا مهمونـــ ـــــآاآآ؟؟

آاآآآآهاااااااااااااااااااااااااااااااااانـــ

مگــهــــ شما خفر ندارینـــ امروز چهـــ روزیهـــ؟؟قالب های منو شوهلیـــ

نـــ ـــــهـــ؟؟؟؟!!!!!قالب 
های منو شوهلیـــ

اوهـــ اوهـــ

نصفـــ عمرتونـــ بر فناســــقالب های منو شوهلیـــ

بگـــــمــــ؟؟

باشــ

امروووووز....

نــــوچـــــ

منصرفـــ شدمــــقالب 
های منو شوهلیـــ

ع ع ع ع  ع باشهـــ بابا نزنینـــ میگمــــقالب های منو شوهلیـــ

امروز تو گوآتمالا عیـــــــیده.....!!!!!!!!!!

 

حالا دســـ دســــ دستااااا شلـــــــــــــــــــــهــــــــــــــــــ

آهااااااااااااااااااا

بیا وسطـــ قرشـــ بدهــــــ

 

سبـــز قرمـــز زرد آبـــی مخلوط(اینـــ همونـــ رقصـــ نورهـــ)

 بپلینـــ وسط دیهـــ چرا نشستینـــــــــ؟؟؟؟؟؟؟

 

     

      

 

 

حالا نوبت کادو هاااااااســـــ(این توهمــــی بیشــــ نیســـتـــ)قالب های منو شوهلیـــ

مثل اینکه ما باز جو زده شدیــــــــــــــــــــــــــــــــــــم....خدا هیشکیو جو   زده نکنــــــــــــــــــــــــــــــــــــه.....واقعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا.............

خوب دیجه وخت خداحافظی رسیده بســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی......

اگه شما اجازه بدین  برم

هاااان؟؟



دوکستووووووون دالم یه دناااااااااااااااااااا




 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: سه شنبه هفدهم آبان 1390 | ساعت: 19:55 | نویسنده: fard!n
 

 

به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم

در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه

********************

تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه
داری تعمیرش میکنی ؟
پــــ نه پـــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم

********************

با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش ۳ طبقه بسازیم

*********************

کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام

************************

کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه

******************

به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!! ـ

********************

داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم

************************

تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه

**********************

زنگ خونه دوستمو زدم میگم حمید هست؟ پدرش میپرسه حمید خودمون؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــ حمید تبلیغات رب تبرک رو میگم!

**********************

سر جلسه کنکور گزارشگر اومده بالا سر بچه میگه اومدی کنکور بدی؟ ن پ اومدم ببینم چه خبره اینجا شولوغه!!!!

**********************

دیشب رفتیم استخر
طرف میپرسه: میخواین شنا کنین؟؟
پ نه پ می خوایم از امکانات رفاهیتون بازدید کنیم

**********************

طرف ماشینشو میبره پمپ بنزین مسئولش میگه بنزین می خاین پ نه پ اومدیم آب هویج بریزیم توش چراغ جلوش قوی شه

**********************

به راننده تاکسیه میگم مرسی نگه دارید می گه پیاده مس شی؟؟پ نه پ می خوام ببینم لنت و ترمزت سالمه؟

**********************

به بابام میگم موجودی حسابت چقدره؟
میگه: پول میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــ
می خوام ببینم چقدر دیگه با بیل گیتس فاصله داریم

**********************

با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه:شمام عسل میخواین!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم

**********************

رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟
میگه برا کباب؟
پ ن پ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام

**********************
ساعت ١١ اومدم خونه مامانم میگه الان اومدی؟ میگم په نه! ٢ساعت پیش اومدم الان تکرارش داره پخش میکنه

**********************

استاد: کی جواب این سوالو میدونه؟
من دستمو بردم بالا.
استاد: میخوای جواب بدی؟
من: پــــَ نه پــــَ میخوام ببینم باد از کدوم ور میاد

**********************

شب دارم می خوابم.. بابام می گه داری می خوابی؟…پَ نَ پَ دارم امتحان می کنم تشکش خوبه یا نه..

**********************
دو دقیقه دیر رفتم سر کلاس، استاد میگه شما دانشجوی این کلاسید؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــ دانشجوی کلاس آواز استاد شجریانم! شما استاد شجریانید؟

**********************

گفتم غم تو دارم..گفتا غمت سر آید…

گفتم نه پ می خوای یه عمری غم تو رو داشته باشم…

**********************

تو اداره پشت میز کارم نشستم،ارباب رجوع اومده میگه کارمند اینجایین؟گفتم پ نه پ رئیس سازمان هوا فضای ناسام اومدم فقط کار تورو راه بندازم!!!!!

**********************

ا دوستم رفتیم خرید.برگشتیم دیدیم ماشینش نیست میگه: دزدیدنش میگم نه په خسته شده بود از بس منتظر ما وایساد. اس ام،اس داد گفت من میرم خودتون بیاین!

**********************

میگم آقا خمیر دندون سفید کننده می خوام؟
میگه برا دندونات؟؟؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَـــ می خوام کاسه دستشویی رو برق بندازم!!!!!!!!!

**********************

مگس اومده تو خونه رفتم حشره کش آوردم مامانم میگه میخوای بکشیش؟ پـَـَـ نــه پـَـَـ ،
میخوام بزنم زیر بغلش بوی عرق نده

**********************

به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
نه پـــــ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!!

**********************

سوسک اومده تواتاق دمپایی رودادم مامانم..میگه بزنمش؟؟؟میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بده پاش کنه تندتر بدوه !!

**********************

رفتم داروخونه…میگم باند دارین؟میگه واسه زخم؟…پ نه پ…بانده فرودگاه حیاط خونمون خراب شده…بابام همینجور داره با هواپیماش دوره خونه میچرخه.!


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: یکشنبه پانزدهم آبان 1390 | ساعت: 21:5 | نویسنده: fard!n
 

pa na pa سری جدید طنز های په نه په

سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید!، میگه پیاده میشی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم!

++++++++++++++++++

رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه واسه کشتنش میخوای؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا سردردش میخوام!!!

++++++++++++++++++

رفتم تو آپارتمان دارم گوشت قربونی بین همسایه ها پخش میکنم، یارو میپرسه نذریه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ با خود گوسفنده مشکل داشتیم کشتیمش!!!

++++++++++++++++++

کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.

++++++++++++++++++

رفتم بانک پول بگیرم. کارمنده میگه پول رو میبرین؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام وایسم اینجا هر کس رقصید بریزم رو سرش شاباش بدم.

++++++++++++++++++

رفیقم شمارمو می خواست، گفتم: یادداشت کن ۰۹۳۲
گفت : تالیا داری؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ همراه اول شماره خالی نداشت بهم تو تالیا خط داد

++++++++++++++++++

رفتیم غار علیصدر، به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!

++++++++++++++++++

با دوستم سه ساعت تو صف نونوایی وایساده بودیم صف ۴۰ متری نوبتم شده. یارو میگه نون می خوای ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ تا الان قطار بازی می کردیم واگن آخرم بودیم

++++++++++++++++++

رفتم نوشابه بخرم به یارو میگم اینکه تاریخش مال دو سال پیشه. میگه : یعنی فاسد شده ؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مونده جا افتاده

++++++++++++++++++

دارم از گرما میمیرم، خودمو مثله چی دارم باد میزنم. بابام میاد میگه چیه ؟ گرمته ؟؟؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم حداکثر سرعت چرخش مچم رو امتحان میکنم

++++++++++++++++++

به یارو راننده میگم. آقا اگه میشه یکم سریعتر. الان هواپیما میپره…
میگه، به سلامتی مسافرین؟…
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ فندک هواپیما دیشب دستم جامونده، میرم بدم به رانندش

+++++++++فارس نویس +++++++++

رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایین، یارو میگه میخوای خودکشی کنی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه

++++++++++farsnevis.ir++++++++

رفیقم میگه اگه با گوشی برم تو اینترنت از شارژم کم میشه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ از ذخیره ارزی کشورهای عضو اپک کم میشه

++++++++++++++++++

رفتم سم بخرم واسه سوسک، یارو میگه میخواین سریع بمیره؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام شکنجش کنم ازش اعتراف بگیرم!!!

++++++++++++++++++

دم دستشویی عمومی واستادم تا نفر قبلی بیاد بیرون،
اومده بیرون، میبینه دارم پیچ و تاب میخورم میگه دستشویی داری؟؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی میکنم!

++++++++++++++++++

رفتیم رستوران، میگم ۲تا جوجه لطفا. میگه جوجه کباب؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ازین جوجه رنگیا، یه قرمز بدین یه سبز

++++++++++++++++++

به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر. میگه گرفتم وصل کنم؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ فوت کن، قطع کن

++++++++++++++++++

به مامانم میگم من میرم کارواش، میگه ماشینم میبری؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم میرم اونجا دوش بگیرم

++++++++++++++++++

مگس کش دستمه. مامانم میگه میخوای مگسا رو بکشی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام رهبری ارکسترشون رو بکنم سمفونی بتهوون بزنن

++++++++++++++++++

حواسم نبود با صورت رفتم تو در. یارو میگه ندیدیش؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ من دارکوبم می خوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز کنم برم تو

++++++++++++++++++

رفتم دکتر میگم: دو روزه بدنم خیلی درد میکنه! بعد از ۱۰ دقیقه معاینه میگه: میخوای واست دارو بنویسم؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوای واسم دعا بنویس تا خوب بشم!!!

++++++++++++++++++

زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن … میگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مرکز نخبگان ایران

++++++++++++++++++

حدود ۳ صبح بود رفتم سر یخچال پارچ آب رو برداشتم آب بخورم.
دوستم بلند شده میگه می‌خوای آب بخوری ؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو خواب یادم افتاد به گلا آب ندادم می‌خوام بهشون آب بدم

++++++++++++++++++

با گل رفتم بیمارستان. نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات…

++++++++++++++++++

رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر. یارو گفت : راحت باشه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خار داشته باشه.

++++++++++++++++++

دارم تو حیاطمون موتورمو تعمیر میکنم به مامانم میگم دستمال بیخودی داری؟
میگه میخوای موتورتو تمیز کنی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام هل هله کنان برم تو کوچه کردی برقصم

++++++++++++++++++

داشتم تلویزیون میدیدم.
بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بهد به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!

++++++++++++++++++

رفتم واسه استخدام. یارو میگه اومدی واسه استخدام؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم کی استخدام می شه ازش شیرینی بگیرم!

++++++++++++++++++

میگم بابا… تصمیمم رو گرفتم… می خوام زن بگیرم…
میگه میشناسیش؟ میگم آره.
میگه مجرده؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ منتظرم شوهرش رضایت نامشو امضا کنه بریم خواستگاری

++++++++++++++++++

رفتم پیژامه رو از کمد برداشتم پوشیدم. بابام میگه از تو کمد برداشتی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ گذاشته بودم تو یخچال تابستونیه پیژامه تگری بپوشم خنک شم

++++++++++++++++++

طوطی گرفتم فامیلمون اومده میگه اااااااااااااااااااااااا طوطیه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم!

++++++++++++++++++

به رفیقم میگم شارژر سوزنی داری؟ میگه می خوای موبایلتو شارژ کنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام دگمه لباسمو باش بدوزم!

++++++++++++++++++

به رفیقم میگم چه خوب می‌شه اگه جور شه واسه جامِ جهانی‌ بتونیم بریم برزیل، میگه بریم بازیها رو ببینیم؟!
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دیوید ویا داره خداحافظی می‌کنه، اسپانیا مهاجمِ خوب می‌خواد…!!!

++++++++++++++++++

سوار تاکسی شدم رسیدیم سر خیابون. گفتم مرسی. آقا می گه پیاده می شین؟
می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خواستم بین مسیر یه تشکر ناغافلی کرده باشم جو از سنگینی درآد

++++++++++++++++++

مراقب جلسه کارت دانشجوییمو گرفته عکسمو دیده می گه خودتی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ عکس رضاخان رو گذاشتم جولو چشمام باشه

لب دریا یه لیوان چای گرفتم دستم به رفیقم میگم قند داری ؟!؟ میگه واسه چایی میخوای پـَـــ نــه پـَـــ میخوام بندازم تو آب دریا شیرین بشه

++++++++++++++++++

پلیس تو جاده ماشینمونو نگه داشته بعد از بابام می پرسه دارید میرید مسافرت اون میگه پـَـــ نــه پـَـــ اومدیم مردمو تو ترافیک نگاه کنیم بخندیم

بابابزرگ خدابیامرزمو دیشب تو خواب دیدم، گفت تن لش به جای اینکه یکسره بری بنویسی پـَـــ نــه پـَـــ بشین ۲تا فاتحه اخلاص برا من بخون پـَـــ نــه پـَـــ

++++++++++++++++++

ساعت ۲ نصفه شب دختره با یه آرایش خفن داشت تو یه خیابون خلوت میپلکید، رفیقم میگه دخترفراریه؟ پـَـــ نــه پـَـــ خیلیم دختره پاک و نجیبیه، الانم داره میره دعای ابوحمزه ثمالی پـَـــ نــه پـَـــ

++++++++++++++++++

بچه داداشمو بردم باغ وحش، کوهان شترو نشون میده میگه عمو کوهانشه؟ پـَـــ نــه پـَـــ همه غمو غصه ها رو ریخته تو دلش، قلمبه شده از توی کمرش زده بیرون پـَـــ نــه پـَـــ

++++++++++++++++++

از قالی شویی قالی رو با وانت آوردن، یارو وانتیه زل زده بهم نگاه میکنه میگه بیارمش توی خونه؟ پـَـــ نــه پـَـــ من تا کمر خم میشم بذارش روم، خودتم سوار شو ببرمت تو کوچه یه دور بگردونمت دلت باز شه پـَـــ نــه پـَـــ

++++++++++++++++++

خوابیده بودم بابام اومد بالا سرم گفت خوابیدی گفتم پ ن پ یه هو بابام زد تو سرم گفت بگیر بخواب این چرت و پرتا برا فیس بوکه

++++++++++++++++++

رفتم تست بازیگری بدم طرف میپرسه تازه کاری؟ پـَـــ نــه پـَـــ مارلون براندو ام گفتم بیام دوباره از اول شروع کنم پـَـــ نــه پـَـــ

++++++++++++++++++

موشه تو تله موش گیر کرده رفیقم میگه مرده ؟!؟ پـَـــ نــه پـَـــ موشه رفته زیرش داره پرس سینه میزنه

++++++++++++++++++

سر کلاس به رفیقم میگم خودکار داری میگه پـَـــ نــه پـَـــ با قلم و چکش دارم حکاکی میکنم رو میز

++++++++++++++++++

گوسفند خریدم طرف میگه میخوایی قربونی کنی میگم پـَـــ نــه پـَـــ خدا بخواد میخوام باهاش ازدواج کنم

++++++++++++++++++

رفتم بانک وام بگیرم طرف میگه ضامن داری میگم پـَـــ نــه پـَـــ بدون ضامن اومدم الان منفجر میشم

++++++++++++++++++

یارو مرده دارن تشیع جنازش میکنن گرفتن رو سرشون جنازشو رفیقم میگه اااا طرف مرده میگم پـَـــ نــه پـَـــ از المپیاد ریاضی برگشته مردم گرفتن بالاسرشون تشویقش میکنن

++++++++++++++++++

رفتم طلا فروشی میگم آقا حلقه دارید میگه حلقه ازدواج میگم پـَـــ نــه پـَـــ یه حلقه میخوام آتیشش بزنم از وسطش بپرم

++++++++++++++++++

مگس اومده تو خونه، رفتم حشره کش آوردم، مامانم می گه می خوای بکشیش؟ پـَـــ نــه پـَـــ می خوام بزنم زیر بغلش بوی عرق نده!

++++++++++++++++++

رفتم گل فروشی، می گم ببخشید، کاکتوس هم دارید؟ می گه واسه دکور می خواین؟ پـَـــ نــه پـَـــ تو خونمون شتر پرورش می دیم، می خوام یه وقت احساس غربت نکنن، حس کنن خونه خودشونه!

++++++++++++++++++

از حموم اومدم بیرون، حوله تنم کردم مادرم می گه حموم بودی؟ پـَـــ نــه پـَـــ تجویز دکتره روزی دو بار قبل از غذا حوله بپوشم!

++++++++++++++++++

سر جلسه امتحان به جلوییم میگم سوال ۳ رو بلدی؟! میگه آره می خوای!؟ پـَـــ نــه پـَـــ نگرانت بودم میخواستم اگه ننوشتی بت بگم!!!

++++++++++++++++++

اومدم در یخچالو باز میکنم دنبال غذا مامانم میگه گشنته؟ پـَـــ نــه پـَـــ اومدم ببینم کی هی چراغ این تو رو خاموش روشن می کنه!

++++++++++++++++++

تو حموم به مامانم می گم یه صابون بده میگه: مگه صابون نیست؟ پـَـــ نــه پـَـــ تعدادمون زیاده میترسم یه وقت کم بیاد!!!!

++++++++++++++++++

رفتم باغ وحش از نگهبانه میپرسم ببخشید آقا قفس شیرا کجاست ؟ میگه بازدید کننده ای پـَـــ نــه پـَـــ نه از اقوامشون هستم اینورا کاری داشتم گفتم سری بهشون بزنم

++++++++++++++++++

تو کوه خرس دیدیم دوستم میگه فرار کنیم؟گفتم پـَـــ نــه پـَـــ با رمز یا زهرا بریم از ناموس و دین و کشورمون دفاع کنیم و شهید شیم…

++++++++++++++++++

یارو کارتن خواب رو دیده میپرسه گداست؟ پـَـــ نــه پـَـــ کارمند بانکه! محل زندگیشون اینجا تو کارتنه !

++++++++++++++++++

رفتیم واسه عروسی باغ اجاره کنیم … یارو میگه جای امن میخای ؟ پـَـــ نــه پـَـــ یه باغ بده تجاوز خورش خوب باشه مهمونا روش حساب کردن

++++++++++++++++++

پارتی بودیم … ملت اون وسط داشتن دستارو تکون میدادن و میرقصیدن … رفیقم میگه دارن میرقصن!؟ پـَـــ نــه پـَـــ اینجا گیر افتادن! دارن برای هلیکوپتر امداد دست تکون میدن تا نجاتشون بده

++++++++++++++++++

از سایت ۴SHARED میخواستم یه فایل دانلود کنم ….. ۵۶۰ ثانیه صبر کردم بعد پیغام میده : میخوای این فایل رو دانلود کنی ؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ خیلی حال داد یکبار دیگه بشمر من بازم برم قایم شم ….. نیایا

++++++++++++++++++

رفتم دادگستری یارو میپرسه شکایت داشتید؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ یه خورده برنج آوردم با ترازوی عدالت وزن کنم !۳

++++++++++++++++++

رفتم تی وی پرشیا واسه تست رقص ممد خردادیان گفت : اومدی برقصی ؟ !!! پـَـــ نــه پـَـــ اومدم تاتیانا برقصه من شاباشش کنم !!!!!!

از اون ور رفتم Next Persian Star مهرداد گفت اومدی بخونی ؟؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ ا.مدم ببینم رنگ موهای وارطان طبیعیه یا مصنوعی !!!

++++++++++++++++++

تو خونه جلو کامپیوترم نشستم داداشم از بیرون اومده میگه خونه ای؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ تو جاده تهران – قمم…میگه پای سیستمی؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ پشت فرمونم دارم تو اتوبان رانندگی می کنم

++++++++++++++++++

تو خیابون دست دوست دخترمو گرفتم دارم رد میشم دختر خالم دیدتم میگه اااا دوست دخترته؟؟؟گفتم پـَـــ نــه پـَـــ کوره دارم از خیابون ردش میکنم ثواب داره

++++++++++++++++++

مرغ و از فریزر در آوردم میگه می خوای غذا درست کنی ؟! پـَـــ نــه پـَـــ خانوادش اومدن از سردخونه میخوان ببرن خاکش کنن….


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: یکشنبه پانزدهم آبان 1390 | ساعت: 20:57 | نویسنده: fard!n
 

phmplg5lwxlyz83yn5x1 جوک های جدید په نه په

رو در اتاقم علامت « ورود ممنوع » زدم. رفیقم اومده تو، میگه اینو زدی که کسی نیاد تووو؟

پَ نه پَ زدم که کسی جلو در پارک نکنه … !

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

به استاد میگم لطفا کمکم کنید دارم مشروط میشم میگه نمره میخوای

گفتم پَـــــ نَ پَــــــ… نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاکی که باید بریزم تو سرم میخوام!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

رفتم واسه استخدام,یارو میگه اومدی واسه استخدام؟ پ ن پ اومدم ببینم کی استخدام می شه ازش شیرینی بگیرم!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

سوال پرسیده ، یکم مکـث کردم ، میگه داری فکر میکنی ؟!

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ صبر کن داره Load میشــه!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

گوشیم زنگ خورد رفیقم بود میگه کجایی؟گفتم نونوایی میگه میخوای نون بخری

گفتم پـَـ نـَـ پـَـ میخوام دلار چنج کنم!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیر وایسادیم. دوستم میگه:شیرِ؟

میگم:پَــــ نَ پَــــ… گربه اس باباش مرده ریش گذاشته!!!!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

رفتم کدو تنبل بخرم میگه میخوای بخوری ؟

پ نه پ میخوام براش استاد خصوصی بگیرم زرنگ شه برم اسمشو عوض کنم!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

مامان و بابام موقع جابه جا کردن مبل یکدفعه ولش کردند رو پام اشکم در اومده، تازه میپرسن دردت اومد؟

پ نــه پ از اینکه میبینم رابطه شما دوتا انقدر خوبه و با هم همکاری میکنید، دارم اشک شوق میریزم!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

از این سوسک کوچیکا از جلو پام رد شد …از تو جیبم دستمال درآوردم دوستم میگه میخوای بکشیش؟!

پ نه پ  آ بریزش بینی داره میخوام رو قالی نریزه !!!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

به بابام می گم برو تو حموم و نگا کن سوسک نباشه …میگه دکککی .. می ترسی؟!؟!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ با احساساتم بازی کرده نمی خوام ریختشو ببینم !


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: چهارشنبه یازدهم آبان 1390 | ساعت: 18:40 | نویسنده: fard!n
 

یلاممممم...!!!!http://up.patoghu.com/images/58vljwpvow5psknkyn9.gif


چیطموووووولید؟؟چه خفل مفلاااااااا؟؟!!!!!!!!!!!

من نویسنده جدید این وبم و اینم اولین پستمه...امیدوارم بدردتون بخوووووووووووره

ا

 

خب حالا عسکای نیوشا ضیغمی جووووووووونم:

اونیم که کنارش نشسته ابجیشه ها...روشا ضیغمی!!!!http://up.patoghu.com/images/85u399tslm0osc2odx7.gif

امیدوارمممممممم خوجتون اومده باشه...!!!

فهلاااااااا...فربون همتووووووون بابایhttp://up.patoghu.com/images/628j6vifyq8gfz3g3.gif


 
  

 
دسته بندی: | تاريخ: چهارشنبه یازدهم آبان 1390 | ساعت: 18:23 | نویسنده: fard!n
 

کلیپ درخواستی : کلیپ فوق العاده از ساختمان پزشکان . . . و خانــوم شـــیرزاد 

دانلود این ویدیو


 
  

 
.:: صفحات سایت ::.

 
ناناس جون


زندگی جدید (عکس . . . فیلم . . . آهنگ . . . و ...)

ایجاد کننده وبلاگ : fard!n

این صفحه را به اشتراک بگذارید

 
آرشیو
لطفا ماه مورد نظر را انتخاب کنید :
هفته چهارم فروردین 1391
هفته سوم فروردین 1391
هفته چهارم بهمن 1390
هفته سوم بهمن 1390
هفته دوم بهمن 1390
هفته سوم دی 1390
هفته اوّل دی 1390
هفته اوّل آذر 1390
هفته چهارم آبان 1390
هفته سوم آبان 1390
هفته دوم آبان 1390

 
لیست اعضاء

 » fard!n
 » tesla


 
دوستای ناناسی

.: ♥پرنسســـــــــــ صورتیــــــــــ♥
.: "جدید ترین آهنگهای ایران و جهان"
.: نفس
.: ارشد
.: گوش مروارید
.: چینه خیال
.: زیباترین ها
.: دلبرک
.: یه عوضی که دیگه عوض شده...

.: قالب وبلاگ

.: پرشین گرافیک



Theme Edited By: WwW.ParsTools.Com
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .